مینویسم تا بمونه

دست نوشته

مینویسم تا بمونه

دست نوشته

مینویسم تا بمونه

قرار نیست همه فیلسوف باشنو حرفای خاص بزنن...یکیم میشه مثه من از خودش...از دلش...از فکرش...مینویسه.
اینجا تحت هر شرایطی آسمون آبیه.
توصیه اول:قرار نیس همه همو بفهمن.
توصیه سوم: زیاد دنباله حرفای خاص نباش.
توصیه دوم: یه توصیه به خودت بکن.
توصیه عاخر:لدفن به توصیه هام توجه کن.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۳۶ ق.ظ

مشاور تحصیلی;)

در زمان های دووووووور، که مانند خیلی از شوما  در دوره نظری تحصیل میفرمودیم برا آسایش خاطر تحصیلیه ما برای هرپایه یک مشاور تحصیلی قرار دادند.کِهع!!هر هفته برنامه ای را ترتیب داده و در حلقوم ما فرو فرستَد!!یک جداولی نیز به ما داده بودند...کِهع!!ساعات مطالعاتیه مان را در آن به رنگانیم.هر خانه از جدول نشانگر یک ساعت زمینی بود.که صبحِ روزِ موعودِ بازدیدِ این جداول، کلاس ما به کلاس نقاشی با انواع و اقسام رنگ ها برای پر کردن آن تبدیل میشد.

مشاور عزیزه ما،خانُمی بوووووووووود میانسال. هی به ما میگفت که درس بخوانید و دختران من نیز درس خواندند.هر وقت قصد مثال زدن میکرد میگفت:دختره کوچِکم فلانو بیسار...ما نیز گمان میبردیم که این دختره کوچک حداقل هم سن ماست و حداکثر 2سال بزرگتر تا اینکه گفت: دختره کوچکش ارشد است !!!!indecision

یکبار برایمن تعریف کرد که...

"به دختر کوچیکم گفتم برو لامپ آشپز خونه رو خاموش کن.گف نه مامان دارم تست میزنم.گفتم مامان جان 3 ثانیه ام طول نمیکشه گفت سِس ثانیه یه تستههه ماماااان". بعله!!

همیشه توصیه اش به ما این بود که در بهترین دانشگاه ها درس بخوانید بعد بروید در یونی آزاد شوهر کنید.یکی نبود به او بگوید که عادمه مشاور!! دخترانه خودت را شوهر میدادی (دارای سه قبضه دختر "مانده در خانه" !!)چه کاره ما بندگان خدا داری!! نه دَرسَت را خواستیمو نه شوهر دادنت را !! فقد!! مارا به حال خودمان بگذار!!هر وقت به او گفته میشد که :

یکی از همکلاسی ها:خانوم!ما از عربی بدمون میاد!!sad

مشاور: عربیم از تو بدش میاد!!!laugh

و اینگونه به ضایع کردنه طفلان ما می پرداخت و آن ها را تا روزها منزوی میگرداند.

هرهفته که می آمد یک جمله ثابت داشت کِهههع!!!:"مَویز!!مویز میدونین چیه؟؟دونه های سیاهه مثه کشمش میمونه تو عطاریا میفروشن به ماماناتون بگین براتون بخرن بخورین.برا حافظه خیلی خوبه". کاش میتوانستم صدایش را نیز بنویسم.خدا میداد در پس آن بینیه عملی چگونه صدایی داشت!!

میگفت هیبنوتیزم بلد است.وخاطره ای نیز در این باره برایمان گفت که درنتیجه اش آبرویه دختر مردم و زنه مردم در میان همکلاسی ها و همکارانشان رفته بود والبته از اینکارش اظهار خوشحالی نیز میکرد و مارا از این مهارت خود میترساند.

با این اُعجوبه ی وهمناک ما یک سالی را سپری کرده و باعث شدیم سابقه کاری اش زیر علامت سوالی گنده لهه له شود.cheeky

شوخی که نیست!!!مقاومت کردیم!!!!laugh

....................

+ این تنها دبیری نبود که ما زیر علامت سوال نام برده شده لهه لهش کردیم!!

+استفاده از واحد شمارش "قبضه" برای دخترانش الزامی بود!!بالاخره اون مادر معلومه دختراش چیَن دیگه!!!devil

  • خود من

نظرات  (۲۱)

  • آذین &گیتی
  • اوه...چی بودن این خانووم!!!!

    خدانصیب گرگ بیابون نکنه...

    خخخ

    پاسخ:
    بعله!!نکنه:)
  • مهدی سالم اندامی
  • لایک
    پاسخ:
    :)
    آآآ عجب ظرفیت خوبی واسه مسخره‌بازی درآوردن تو کلاس‌اش داشته :))
    پاسخ:
    مسخره بازی چیه!!تهه کلاسش همون حرفاش بود:)
    البته به عنوان که نگاه میکنم میبینم مشاور بوده D-:
    همون، فرقی ندارن که D-:
    پاسخ:
    :))
    عجب معلمی بوده، البته از این معلما کم پیدا میشه، اکثر معلما میان درسشونو میگن و میرن، بی حاشیه، این عجوبس D-:
    پاسخ:
    مشاور بوده..درسش فک زدن بودو بس:))
    عاشق این مشاوره تونم.
    قبضه؟ :)) اسلحه شکاریه مگه؟
    مشاوره ازدواجشونم که عالی بوده :دی
    یه معلمی داشتیم هروقت ازش سوال می پرسیدیم می گفت حالا اگه من میگفتم اونجوریه میگفتی چرا اینجوری نیست!
    یا می گفت مسلما من جواب سوال شمارو می دونم! و بعد ادامه می داد درس دادنش رو!!! :دی
    پاسخ:
    از اسلحه ام بدتر...یه چی تومایه های خودتیر انداز.ینی نانود کننده و اینا دیگه:)))
    اگه مشاورش عالی بود سه قبضه دختر "مانده در خانه"نمیداشت که.فک کنم مشاورش فقط رو بقیه اثر میکرده:))
    مام یه معلمی داشتیم ...یه چی بهش میگفتیم.مطمئنم بودیم که درسته بعد بهش برمیخورد و میگفت:
    من فووووووووق لیسانسه ادبیاتم...میخواین بهتون غلط درس بدم؟؟؟من استااااااااااااااااده غلط درس دادنم".
    ینی خداییش نابودمون کرده بود.صداشم خاص بود کلا رو اعصاب بود:))
  • سارا کاشانی
  • وبلاگت خیلی قشنگه ممنون که سر زدی ^_^
    هی روزگار :پی
  • عرفـــــ ـــان
  • کلا همه جا یکی پیدا میشه روحیه آدمو خراب کنه :/
    پاسخ:
    اره واقعن:/
    ولی خیلی باحاله که بهش گفت عربی هم از تو بدش میاد
    حقش بوده :|
    پاسخ:
    عههه!!!دلت میاد؟؟!!!:))
  • آقای سر به هوا ...
  • "به دختر کوچیکم گفتم برو لامپ آشپز خونه رو خاموش کن.گف نه مامان دارم تست میزنم.گفتم مامان جان 3 ثانیه ام طول نمیکشه گفت سِس ثانیه یه تستههه ماماااان". بعله!!
    بدم میاد از این چس کلاسای مزحرف استادا :| :))
    پاسخ:
    :))
  • عرفـــــ ـــان
  • ما ام یک مشاور داشتیم ، همیشه کلِ فامیلشون رو میزد تو سرِ ما که فلانی رتبه کنکورش شد این ...
    بعدم میگفت شماها با این وضعی که درس میخونین اصلا مجاز به انتخاب رشته نمیشین :|
    پاسخ:
    آخی...الهی..اینطوری که نابود میشدین؟؟ ما تو پیش دانشگاهی یه پسره مشاورمون بود گند میزد به روحیه ما.:(
  • ॐ ☮ ن ا ر ى ـــــــــــ ن ॐ ☮ ...
  • لااااایک
    پاسخ:
    :)مخسی
    مگه سلاح سرده که میگی قبضه ؟!
    پاسخ:
    بعله!!سلاحه...سلاح!!!:))
    مشاور تحصیلی رو یادمه. مال ما یه مرد خوش اخلاق بود که اسمش یادم نیست.
    هی یادش به خیر.
    قبضه؟ مگه تفنگه؟ :)
    پاسخ:
    سلاحه:)
    من بودم به جای «قبضه» از واحد شمارش «رأس» برای دختران نام‌برده استفاده می‌کردم :D
    پاسخ:
    اونم میشه!!ولی عاخه گوسفندا حیفن:))
  • نفس سادات ......
  • من عاشق این مشاور و این چیزام خخخخخخخ
    پاسخ:
    وااقعا که!!:)
    مشاوره و این چیزا سوسول بازیه :|

    پاسخ:
    منظور؟؟؟زمونه شوما نبود؟؟!!من خودم مشاور تو بودم!!!بشکنه این دس که...:)))
    لایککک
    پاسخ:
    :)
    ماشالا چه مشاوری بوده :دی
    خیلی درس های درستی بهتون میداده ها :دیی
    پاسخ:
    بعله...خیلییییی:)
    قالب جدید مبارک :)
    پاسخ:
    مرسی عزیزم!!:)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی