مینویسم تا بمونه

دست نوشته

مینویسم تا بمونه

دست نوشته

مینویسم تا بمونه

قرار نیست همه فیلسوف باشنو حرفای خاص بزنن...یکیم میشه مثه من از خودش...از دلش...از فکرش...مینویسه.
اینجا تحت هر شرایطی آسمون آبیه.
توصیه اول:قرار نیس همه همو بفهمن.
توصیه سوم: زیاد دنباله حرفای خاص نباش.
توصیه دوم: یه توصیه به خودت بکن.
توصیه عاخر:لدفن به توصیه هام توجه کن.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
شنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۱۷ ب.ظ

مدارزندگی

شنبه-3-آذر-94.چهارمین روز از تعطیلات 5 روزم.'14:40 صفحه 177 سوال 6مدارهای الکتریکی I

داشتم تمرن میکردم.آخه تنها درس مهمیه که اونقد که باید براش وقت نذاشته بودم تاحالا.درس جالبیه .دوسش دارم.نمره دادن استادشم جالبه.نمیدونم میدونین یا نه ...کله امتحانش 4 تا سوال 5 نمره ایه که "در صورت غلط بودن سرسوزنی در شکل حتی در صورت کاملا درست بودن جواب نمره  صفر بهش تعلق میگیرد.".ای بابا...بگذریم....یهو یاده زندگی افتادم.چقدر مدار به زندگی شباهت داره یا شایدم زندگی به مدار شباهت داره.یه مدار یه مجموعست از همه چی...هر چیزی...یه سری چیزا دور هم جمع شدن و دن مدار.از همن فکرا بود که رسیدم..."مدار زندگی".یه مدار که توش باید یه منبع داشته باشی.یه منبع مستقل.که اگه نباشه در اون صورت  کلا مدار در حالت صفر قرار میگیره.این منبع باید باشه تا بشه شروع کرد.جریان پیدا کرد و ادامه داد.پس منبعو باید از بهترین نوعش انتخاب کرد.بهترین اهداف و افکاری که میتونن باعث شروع شدن...یا شروع کردن بشن.اهداف ما تو فکرمون باید باشه...پس اونقدر نباید ولتاژ بالا بشه که بره جزئه توهمات و تخیلات که فقط مدار و بپوکونه.منبعتو که پیدا کردی یه مقاومت میخوای.اونم از نوع متغیرش.یه مقاوت تا بتونی جلوی جریان غلط اون قد ببریش بالا که هیچ جوره وارد زندگیت نشه.باید مقاومت بالا سر زندگیت...سر جریان غلط وایستی.جریان غلط مقاومت کم و میسوزونه و در میشه.و وقتی متوجه میشیم که دود و بوی دود همه مدار و پر کرده باشه.در عوض باید واسه چیزای خوب ینی اون جریان قشنگا که عبور کردنین مقاوتو بیاری رو صفر تا بدون هیچ مانعی کل مدارتو پر کنه و اگه موندنیه یه خازن ببندی سر راهش تا ذخیره شه...تا بمونه برا وقتایی که باید باشه.بعضی چیزام هست که همین طوری نمیتونی بیاریشون تو مدار.باید تغییرشون بدی.چیزایی که باید باشن ولی نه اونجوری که هستن.پس یه ترانس میذاری تا تغییرش بده...

بعضی وقتا باید ازمعادل استفاده کرد.ینی یه سریچیزا رو از تو مدار برمیداری ولی یه چیزایه دیگرو جاش میذاری که با اینکه بر اساس همون چیزای حذف شده ساخته شدن اما...دیگه مشکلات اونا رو ندارن.یه جاهایی تو زندگی باید ازآدما...کارا...و خیلی چیزای دیگه معادل گرفت.

یه مدار...شاخه داره....گره داره ...حلقه داره....با همه این گره ها و حلقه ها و شاخه ها وقتی حل میشه که یه گره  رو اتصال به زمین بگیری.یکی از گره های مدار زندگی باید اتصال به خدا باشه تا بشه حلش کرد.

................................

+سر امتحان یه چیرو درست نوشته بودم همون عقده ایه گفت اشتباست.ولی درست بوده.تازه ادعام میکنه من غلط نوشتم.بش گفتم خودت گفتی نه من.لبخند تحویلم میده.یجام. 0.25کم کرده میگم این دیگه چرا؟؟میگه نمیدونم حتما خلاصه نوشتی.خداییش انصافه؟؟فداسرم با این حال شدم 19.به شکل عجیبی از همتون ممنونمwink

  • خود من

نظرات  (۱۵)

  • محمد علی
  • اول بگم :
    19 ؟! واقعن ؟ شما دانشجویی ؟!
    دانشجویی که 19 بگیره دانشجو نیس ، بهله D:

    خب دوم بگم ، با تشبیه ات خیلی حال کردم ، مدار زندگی ، احساس میکنم مقاوت زندگیم ثابته ، باید یه متغییرش رو نصب کنم ...
    پاسخ:
    من؟؟اره دیگه!!مثه شوما دانشجوام:)
    تو که تو دستت تو کار هست زودتر عوضش کن:)
  • شیکسون (^_^)
  • میخواستم بدون کامنت برما...توصیه سومت کمکم کرد :)
    اون پاراگراف آخر خیلی خوب بود. شبیه یکی از استادامون که معماری کامپیوتر رو با توجه به خلقت خدا توضیح میداد :))
    موفق باشی ^_^
    پاسخ:
    :)
    همه چی خداست...همه چی...همه جا...همه کس...
    سلامت باشی^_^
    :))
    حرفی ندارم خانم مهندس
    ولی عقده ای رو خوب اومدی:)
    پاسخ:
    چی بگم دیگه!!:)
  • مرضیه موذنی
  • سلام تبادل لینک می کنید؟
  • آقای سر به هوا ...
  • چه آدرس دقیقی از روزهای تعطیلی دادی :دی
    پاسخ:
    دیگه چیکار کنم دیگه.اون هفته خالی خالی بودم:)
    خیلی قشنگ نوشته بودی 
    تشبیهت عالی بود 
    بازم بنویس از اینا :)))))
    پاسخ:
    یعنی بازم برم درس بخونم؟؟:)))بیخیال بابا!!این یه بارم اتفاقی بود:)
    جالب بود
    :)
    پاسخ:
    :)
    شیمی تجزیه ما هم اینجوریه که یه کوچولوش هم اشتباه بنویسی 0 میشه...

    چه جالب زندگی رو به مدار تشبیه کردی :))
    پاسخ:
    اوه...اوه...شیمی!!!:|
    زندگیه دیگه:)
    آدم19میشه شیرینی نمیده آیا؟
    عجب عجب :)
    پاسخ:
    شیرینی؟؟چشم.هر کی هر چی بخواد مهمون من.اوکی؟:)
    تشبیه جالبی بود
    پاسخ:
    :)
  • مترسک ‌‌
  • ای ای ای خبیث :))
    پاسخ:
    دیگه چیکار کنم دیگه:))
    آفرین - خوشم اومد ، پس الان تو این مدار زندگی باید بار باشه که جریان میشه ، باید یه خارن تانتال موازی کنیم باش که اسپایک های لحظه ای رو بگیره (بهش میگن امید)
    +بعضی ها عقده دارن - ناراحتش نباش - میگذره
    پاسخ:
    دقیقا:)مرسی.
    نه بابا...خیالی نیس:)
    تشبیه زندگی به مدار و اینا، تو حلقم :-)
    19 خیلی خوبه که.
    پاسخ:
    از پهنا یا مستقیم؟:))
    اره واقعن:)
  • مترسک ‌‌
  • پس شیرینیش کو؟ :D
    پاسخ:
    نگه داشتم با شیرینی عروسی شوما یجا بدم که همه باشن:))
  • صحبتِ جانانه
  • مدار شیرینه
    مهندس  شدن برای خانوما هزینه ی بیشتری داره
    پاسخ:
    الان که مثه چی توش گیر کردم:))
    چه هزینه ای؟؟
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی