پنجشنبه ۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۱:۳۰

از زمان های دور نابغه عاشق فرانسه و پاریس اش شدندی و این عشق تا کنون نیز ادامه داشتندی.(به هرحال  فرانسس پسر مردم که نیس:) *).علاوه براین تک نوع عشق، نابغه احساس لجبازی قوی و محکمی نیز داشتندی.و همین قوه ی قوی باعث شد به لج از مسی و آرژانتین در دیدار حذفی به شدت به تیم فرانسه نیز عاشق گرددخندهزیرا علاوه بر باختوندن مسی اینا او را به یاد خود نیز می انداخت.چیجوری؟؟الان میگم.

او در کودکی تماشاگر بازی های فیفا برادرش در کامپیوتر بود.زیرا برادرش علاوه بر بازی، آن را گزارش نیز نموده و برای این طفل جذاب می نمودندی.اما تا کجا؟تا آنجا که دیگر فهمید(چیرو؟چیزخاصی که نبود ولی یکم بزرگ شد و فهمید).همین فهمیدن او باعث گشت که غرهای او به برادرش که چرا همش تو بازی کرده و حوصله ام سر رفت شروع گردد. در همین حین او "این" پاسخ را شنید و جرقه ای از حسادت در او شکل گرفت اون "این"،این بود که؛ "تو چرا مثل "س" (دخترآخریه عمه آخریش)همین را بازی نمی کنی؟؟؟او بازی می کند و گل های زیادی هم میزند.و اصلن هم سر برادرانش غر نمیزند:/ طفل طفوله فهمیده ،نابغه به این فکر افتاد که اگر او می تواند چرا من نتوانسته و من بازی نمیکنم://همین شد که با لباس سفید تیم ایران بازی های خود را در مقابل ابر قدرت های دنیا آغاز کرد. پس از طی مراحل طووووولانی انتخاب تیم ها و رنگ لباس و شرایط زمین و اینکه کدام توپ خوشگل تر است و از همه موهوم تر قراردادن بازی در لول وری ایزی بازی های خود را آغاز نمود.او در تمامی این بازی ها پس از سوت داور با همان بازیکنی که توپ زیر پایش بود به سمت دروازه تیم مقابل حمله نموده و پس از در هم شکستن دفاع تیم مقابل که  همه مات و مبهوت فقط نگریسته می کردند به دروازه رسیده و دروازه بانشان را در کمال آرامش متحمل گل های فراوانی می کرد.

شاید ایران در این جام جهانی  نتوانست گل های زیادی بزند اما خیالتان راحت نابغه در ساااااالهای دوووور از این جام جهانی آن هارا نابود کرده است.

..............................................

+ * =شوخی ای بیش نبود و اگر پسر(دختر) مردم را نیز می خواهید دوست بدارید درست درمان بدارید.

+نابغه ی بازگشته قد دوسال بالغ گشته و اکنون به نوشته های قبلی خود بیسیار بیسیار خنده کردندی:))) و اینجا را دستخوش تغییراتی چون حذف بیسیاری از مطالیب گردانیده و بخش هایی را نیز تغییر دادندی:)

خود من
آقاگل ‌‌
حذف چرا ای وی؟ خب اونا هم یک گوشه از وی بودند. نبودند؟ :)

پاسخ :
حذف که حالا.از حالت نمایش دراوردم.نمیدونم والا حس کردم نباید باشن.یا قشنگ نبودن و این چیزا 
گفتی عذرنخواه و اینا.ولی اگه میدونستم حرص دراره اون سنت ادامش نمیدادم واقعاD:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">